ابن فهد الحلي (مترجم: غفارى ساروى)
57
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى)
يعنى : « اى داود ! به مظلوم بگو : اگر من دعاى مستجابشدهات عليه كسى كه به تو ظلم روا داشته را به تأخير مىاندازم ، به خاطر كامل شدن قضا و فراهم آمدن جهات مصلحت آن است ، اين جهات بسيار زياد بوده ، تو آن را نمىدانى ولى من احكم الحاكمين هستم ( دستوراتم بىپايه و بىاساس نيست بلكه استوارترين احكام ، از من صادر مىشود ) » . « امّا ان تكون قد ظلمت رجلا فدعا عليك فتكون هذه بهذه لا لك و لا عليك » . يعنى : « به عنوان مثال ، ممكن است تو در گذشته بر كسى ظلمى كرده باشى كه آن مظلوم عليه تو دست به دعا برداشته باشد ، در نتيجه اين ، در مقابل آن ، نه طلبكارى و نه بدهكار ( و حال آنكه اگر دعاى تو عليه ظالم را اجابت مىكردم ، مىبايست دعاى آن مظلوم عليه تو را نيز اجابت مىنمودم ، در نتيجه دچار عذاب و عقاب مىشدى ) » . « و امّا ان تكون لك درجة في الجنّة لا تبلغها عندى الّا بظلمة لك لانّى اختبر عبادى في اموالهم و انفسهم » . يعنى : « و يا اينكه براى تو در بهشت درجهاى فراهم كردم كه بدان نمىرسى مگر اينكه بر تو ظلمى شود ، چون من بندگانم را در مالها و جانهايشان مورد امتحان و آزمايش قرار مىدهم » . « و ربّما امرضت العبد فقلّت صلاته و خدمته ، و لصوته اذا دعانى في كربته احبّ الىّ من صلاة المصلّين » . يعنى : « چه بسا بندهاى را مريض كنم كه در اثر آن ، نماز و خدمات او كم گردد ، اما صداى او در حالت غم و اندوهش ، نزد من محبوبتر و دوست داشتنىتر از نماز نمازگزاران است » .